faafaa
از همان اول زندگی......... وقتی دبستان میرفتیم........... بازیچه نویسندگان شدیم .............وگرنه کدوم روباه دیوانه ای پنیر مخوره...!! ...........
faafaa
كتاب سرنوشت............ براي هركسي چيزي نوشت......... نوبت به ما كه رسید .......قلم افتاد......... ديگه هيچي ننوشت!...... خط تيره گذاشت...... و گفت:....... تو باش اسير سرنوشت........
faafaa
ﻭﻗﺘـــﯽ ﺩﺍﺷﺘــﻢ ﻓﮑــﺮ ﻣﯿﮑـــﺮﺩﻡ.......... ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺁﺭﺍﻣـﺶ ﺩﺍﺷﺘـﻢ......... ﮐﯽ ﺑﻮﺩ؟.......... ﺳــــﺮ ﺍﺯ ﺧــــﺎﻃـﺮﺍﺕ ﮐـــﻮﺩﮐــــﯽ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩم ..............
faafaa
پشت تمام پنجره ها ..........صدای نفس های یک زن می آید....... آه وهمناکش نفیریست........ از پاییز تنش .........خمار به همخوابگی....... با هزار و شصت آرزو ایستاده..... تا زخمه های ناکوک احساش .......را بر لب ساز دهنی پاییز.......... با چراغ های رو به شهر واگویه کند......... چنان می لرزد......... چنان میلرزد .........که هرگز هیچ بادی چنین نلرزانده باشد...... هیچ بیدی را ........هرگز شال و کلاهش بدهید ..........زن نفس بریده را ..........دردکشیده ی همه ی فصل هاست ............<بتول مبشری >
faafaa
فریب پاییز را نخور ...........که با مهر می آید.............تا به خود بیایی........... تمام برگ و بارت خواهد ریخت .............
faafaa
شاید تو نمی دانی...!!!............ چقدر سخت است...!!!........... یارت را .... با یارش .... دیدن ................
faafaa
منم......... درختی که برگ هایش را ریخت........ تا تو ..................ماه را.......... از میان شاخه هایش تماشا کنی........... < علیرضا روشن >
faafaa
پاییز سهم من است .........خش خش اش تازه شروع شده........... پاییز سهم من است........... با تمام رنگهای زرد و نارنجی و قرمز اش......... پاییز سهم من است.......... با تمام چهارشنبه های بی رنگ اش.......... پاییز سهم من است.......... سهم زنی پاییزی .........که روزی در انبوهی از برگهایش ..........مدفون خواهد شد .................<سمیه علیزاده>....
faafaa
همیشه............. دور نما ها ............خواستنی ترند.......... مثل سراب......... مثل فردا ..........مثل تو .......................
faafaa
آب که گل آلود شد......... ماهی ها از فرصت استفاده کرده........ و همدیگر را بوسیدند................< سهراب گل هاشم >
faafaa
من........... در دوردست ترین جای جهان ایستاده ام .......کنار تو ................< احمد شاملو >
faafaa
حـــــالا که رفته ام ........... هــــر روز پشت پنـــــجره می ایستی به....... " شاید دوباره برگردد ".......... فکـــــر میکنی ! .......چه فایده ؟!............ هــــــیچکس ؛........ حتــــــــی به اشتباه ........دو بار به کـــــوچه ی بن بست نمـــــیرود... !! ..............
هلن رولند
12 سال و 11 ماه و 28 روز و 19 ساعت و 52 دقيقه قبل