الهه
چگونه خاک نفس می کشد؟ بیاموزیم شکوه رستن اینک طلوع فروردین گداخت آنهمه برف دمید اینهمه گل شکفت اینهمه رنگ زمین به ما آموخت ز پیش حادثه باید که پای پس نکشیم مگر کم از خاکیم نفس کشید زمین ما چرا نفس نکشیم؟
الهه
اهل ایرانم پیشه ام آدمیت گاهگاهی مینویسم از درد میسپارم به شما تا به رنجی که از آن میجوشد دل تنهایی من ما بشود حوض من بی ماهی ست نگذارید که بی آب بشود.
الهه
ببین! کوهستان آسمان را می بوسد و امواج دریا یکدیگر را به سینه میفشرند و هیچ گلی بخشیده نخواهد شد اگر گل دیگری را خوار بشمرد و آفتاب زمین را در آغوش میگیرد بگو تمام این عشق و نوازش ها چه ارزشی دارند اگر تو نباشی؟؟؟
الهه
به شنا اعتماد کنید من عاشق شنایم شما چطور؟؟؟؟
الهه
10 مرد و 1 زن به طنابی آویزان بودند.طناب تحمل وزن 11 نفر را نداشت.باید یک نفر طناب را رها می کرد وگرنه همه سقوط می کردند.زن گفت من در تمام عمر همیشه عادت داشتم که داوطلبانه خودم را وقف همسر و فرزندانم کنم و در مقابل چیزی مطالبه نکنم.من طناب را رها می کنم چون به فداکاری عادت دارم.در این لحظه مردان سخت به هیجان آمدند و شروع به کف زدن کردند.مرد های عقل کامل همین هستند!!!
الهه
زندگی جدید راهی برای کشتن گذشته ها...