ツ liDa ツ
پیراهن نگاه مرا مکش از پشت که بر می گردم و بی خیال عزیزهای مصری و یعقوب های چشم به راه چنان به خود می فشارمت که هفتاد و هفت سال تمام باران ببارد و گندم درو کنیم..!
ツ liDa ツ
بزرگترین حماقت انسان در زندگی ، لبخند زدن به کسیه که ارزش لگد زدنم نداره !
ツ liDa ツ
سیلی واقعیت رو درست اون وقتی می خوری که وسط زیباترین رؤیا هستی !
ツ liDa ツ
دیـــــگر بتــــو فکـــر نـــمیـــکنـــم .... گنـــاه اســـت ... چـــــشم داشــــتن به مــــالِ غــــریبــــه هــــا...!!!
ツ liDa ツ
زندگی ، تمامش خطای دید است ! من تو را می بینم و تو ، مرا نمی بینی ... !
ツ liDa ツ
مرگت درست از لحظه یی آغاز می شود کهدر برابر آن چه مهم است ،سکوت می کنی . . .
ツ liDa ツ
وقتی پاهایت یاری نکنند بن بست همان جاییست که ایستاده ای …!!
ツ liDa ツ
گـاهــی فـقــط بـایـد لـبـخند بـزنـی و رد شــی بذار فـکــر کـنــن نفهمیدی !!!
ツ liDa ツ
ایـــن روزهـــا هــــوا خیلـــی غبـــار آلــــود اســـت! گـــرگ را از ســـگ نمــی تـــوان تشخیـــص داد! هنگـــامـــي گـــرگ را می شنـــاسیـــم كـــه دریـــده شـــده ایــــم . .
ツ liDa ツ
حرفی نیست فقط می نویسم رفت آن احساسی که تو را دوست می داشت ... !
ツ liDa ツ
زخــم که می خوری.،
مــزه مــزه اش کن ..!!!
..
..
حتما نمـکش آشـــناست...!!
ツ liDa ツ
من چه می دانستم دل هر کس دل نیست قلبها ز آهن و سنگ قلبها بی خبر از عاطفه اند مصدق
ツ liDa ツ
گل به گل، سنگ به سنگ این دشت یادگاران تواند رفته ای اینک و هر سبزه و دشت در تمام در و دشت سوگواران تو اند در دلم ارزوی آمدنت میمیرد رفته ای اینک، اما آیا باز برمیگردی چه تمنای محال خنده ام میگیرد "مصدق"