دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

reza
مرد - مجرد
امتیاز: 381.45

دنبال‌شدگان

(164 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(162 کاربر)

گروه‌ها

(62 گروه)

بازدید

reza
reza

شاهد مرگ غم انگیز بهارم چه کنم؟/ ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم؟ نیست از هیچ طرف راه برون شد ز شبم/ زلف افشان تو گردیده حصارم چه کنم؟ از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند/ سخت دلبسته این ایل وتبارم چه کنم؟ من که زین فاصله غارت شده چشم توام/ گر به دیدار تو افتد سر و کارم چه کنم؟ یک به یک با مژه هایت دل مشغول است/ میله های قفسم را نشمارم چه کنم؟

reza
ja5jh058j8rsrl0r5xtp.jpg reza

۲۵ بهمن (۱۴ فوریه) روز ولنتاین چیست.....؟

reza
reza

الو سلام............ منزل خداست! این منم مزاحمی که آشناست.....هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست....شما که گفته اید جواب سلام واجب است....به ما که میرسد حساب بنده هایتان جداست....الو.......... دوباره قطع و وصل است....خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست... خدایا کمکم کن!!!!!

reza
reza

بگردید بگردید در این خانه بگردید، دراین خانه غریبند غریبانه بگردید، یکی مرغ چمن بود که جفت دل من بود، جهان لانه ی او نیست پی لانه بگردید، نسیم نفس دوست به من خورد چه خوش بوست، همین جاست همین جاست همه لانه بگردید، چه شیرین و چه خوش بوست کجا خوابگه اوست، پی آن گل خوش نوش چو پروانه بگردید....

reza
003.jpg reza

شبی همصحبتی میگفت: ((که با روییدن یک مرگ شهابی می چکد از چشمهای آسمان ناگاه)) ومن با گریه پرسیدم: چرا در مرگ دل اما سقوط بی نهایت اشک کافی نیست؟!

reza
reza

چقدر حرف هست و من فقط سکوت میکنم آمدنت را سکوت کردم. داشتنت را سکوت کردم. رفتنت را سکوت کردم. انتظار بازگشتت را هم..... حالا نوبت توست... باید در سکوت به تماشا بنشینی سوختنم را.....

reza
reza

بیا... همان گونه که هستی بیا دیر مکن... گیسوان مواجت آشفته فرق مویت پاشیده. بیا دلگیر مشو بیا همان گونه که هستی بیا دیر مکن چمن ها را پایمال کرده به سرعت بیا. اگر چه مروارید های گردنبندت بیفتد و گم شود. باز بیا و دلگیر مشو از کشتزارها بیا، تندتر بیا... ابرهایی که آسمان را پوشیده است می بینی در طول رود که در آن دیده می شود. دسته پرندگان وحشی در پروازند. بادی که از روی چمن ها می گذرد و هر آن شدت می گیرد باد آن را خاموش خواهد کرد چه کسی می تواند تردید داشته باشد که به ابروان و مژگانت سرمه نپاشیده ای زیرا دیدگان طوفانیت از ابرهای بارانی هم سیاه ترند اگر هنوز حلقه ی گل بافته نشده، چه مانعی دارد؟ اگر زنجیر طلایت هم بسته نشده آن هم بماند آسمان از ابر آکنده است دیر شده همان گونه که هستی بیا... بیا فقط بیا... (بخشی از نامه ی رابیندرانات تاگور به همسرش)

reza
reza

گفتم تو شیرین منی گفتا تو فرهادی مگر؟ گفتم خرابت می شوم گفتا تو آبادی مگر؟ گفتم ندادی دل به من گفتا تو جان دادی مگر؟ گفتم ز کویت می روم گفتا تو آزادی مگر؟ گفتم فراموشم نکن گفتا تو در یادی مگر؟

reza
reza

تاریکی در حجم ثانیه ها ریشه دوانده بود پریشان بودم شمع خانه ام سوسویی نداشت ، من تو را در تاریکی لحظه هایم فریاد زدم نامت بود که شب را شکافت برای من خدایا چقدر ثانیه هایم روشن است

reza
1C.jpg reza

سالها پیش که کودک بودم سر هر کوچه کسی بود که چینی ها را بند می زد با عشق و من آن روز به خود می گفتم: « آخر این هم شد کار؟ » ولی امروز که دیگر خبری از او نیست نقش یک دل که به روی چینیست ترکی دارد و من در به در ؛ کوه به کوه در پی بندزنی می گردم!!!

reza
1yu3hl.jpg reza

بود درد من و درمانم ازدوست... بود وصل من و هجرانم از دوست... اگر قصابم از تن واکنه پوست... جدا هرگز نگردد جانم از دوست...

reza
1007.jpg reza

گفتمش بی تو چه می باید کرد عکس رخساره ی ماهش را داد گفتمش همدم شبهایم کو تاری از زلف سیاهش را داد وقت رفتن همه را می بوسید به من از دور نگاهش را داد یادگاری به همه داد و به من انتظار سر راهش را داد.....

reza
images.jpg reza

هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... دمت گرم و سرت خوش باد، سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای....