sheyda
ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻣﺸﺘﺮﮎ : - ﻭﺍﺭﺩ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﯿﺸﯿﻦ ؛ ﯾﺎﺩﺗﻮﻥ ﻣﯿﺮﻩ چی ﻣﯿﺨﻮﺍﯾﻦ ، ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﯿﺮﯾﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﯾﺎﺩﺗﻮﻥ ﻣﯿﺎﺩ ﮐﻪ چی ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﯿﻦ ! - ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯾﺪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﯾﺪ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺭﻭ ﺍﻭﻥ ﮔﻮﺷﻪ ﺑﺎﻻﯼ ﮐﺎﻏﺬ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﯾﺪ ! - ﮐﻮﭼﯿﮏ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻓﮏ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻗﻠﺐ ﺗﻮﯼ ﺑﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺷﮑﻠﯿﻪ ! ” ♥ “ - ﺩﺭ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﺭﻭ ﺁﺭﻭﻡ ﻣﯿﺒﺴﺘﯿﺪ ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﭼﺮﺍﻏﺶ کی ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻣﯿﺸﻪ ! - ﺳﻌﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﺪ ﯾﻪ ﺗﻌﺎﺩﻟﯽ ﺑﯿﻦ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻭ ﺭﻭﺷﻦ ﺑﻮﺩﻥ ﮐﻠﯿﺪ ﭼﺮﺍﻏﻬﺎ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﮐﻨﯿﺪ !
sheyda
گاهی خیال می کنم از من بریده ای، بهتر زمن برای دلت برگزیده ای، از من عبور می کنی و دم نمی زنی، تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای..
sheyda
همیشه ابرا می بارن اما همه عاشق ستاره ها میشن، مواظب باش چشمک ستاره، گریه ی ابرو از یادت نبره..
sheyda
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری
sheyda
خواب مرا نمی برد تو را می آورد بی آنکه باشی.