shabnam
علي چپ ، راست مي گفت : اين روزهــا کوچه اش ظرفيت اينهمه متقـاضي را ندارد ، بايد بزرگــراهش کرد.. .
shabnam
کهن ترین احساس من به تو هر چند چروکیده و سالخورده شده اما خیال مرگ ندارد. از گذشته تا هنوز دوستت دارم
shabnam
فقط یکــیو می خوام که باهاش برم کافه گرامافون … ربات هم بود…بود! بی احســاسیش شــرف داره به احساس ِ بعضی ها!
shabnam
هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن .
shabnam
بیراهه هم برای خودش راهیست وقتی من را به تو برساند و حوصله چه زود بی طاقت می شود در ادامه ی راهی که به تو ختم نمی شود .
shabnam
عشق مرگ نیست زندگی است ، سخت نیست عین سادگی است عشق عاشقانه های باد و گندم است ، اولین پناهگاه کودکی آخرین پناهگاه آدم است
shabnam
فکر کن لبه ی پرتگاه دارن 2 نفر پرت میشن ! یکیشون اونیه که تو دوستش داری ولی اون دوستت نداره . اون یکیم تو رو دوست داره تو دوستش نداری. فقطم یکی رو میتونی نجات بدی کدوم رو نجات میدی ؟
shabnam
هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که یک نفر احساست رو بفهمه بدون اینکه بخوای بزور بهش حالی کنی ...