میدونم خوب میدونی همیشه تو فکر منی دورسته بد کردم بهت این نبود رسم صداقت بهت ببخش ای مهربونم تویی اروم جونم اما افسوس این روزگار نخواست که بشم همدم یارت تورو دست زمونه گرفت تو چشام اشک جا گرفت میدونم میخوای بری حتی از من نومنه اثری نمیخوای تو فکر تو باشم دیگه تو قلبت جا ندارم دل من دیگه خرد شد جدا از اینو اون شد دل من عذا دار شد چشم دوخت به رفتن یارش فقط اینو میگه این دل غمگین نگاه به آسمون کن بدون خاطرات هنوزم هرجا باشم هنوز باهامه زندگیم عینه سیگار شروع به تمو شدنه اما این دمه آخر بهت میخوام بگم قبل رفتن هز جا رفتی خدا بهمراهت خدا باشه پشت پناهت همیشه خنده بشینه رو لبای نازنینت
1389/10/30 - 18:24 در
دلتنگی...