کلمه "عشق" در اصل از ماده "عَشَقَه" است، و "عَشَقَه" نام گیاهی است که در فارسی به آن "پیچک" می گویند.که به هر چیز برسد دور آن می پیچد، مثلاً وقتی به یک گیاه دیگر می رسد، دور آن چنان می پیچد که آن را تقریباً محدود و محصور می کند و در اختیار خودش قرار می دهد؛ یک چنین حالتی نیز در انسان پیدا می شود و اثرش این است ـ که برخلاف محبّت عادی ـ انسان را از حال عادی خارج می کند، خواب و خوراک را از او می گیرد، توجه را منحصر به همان معشوق می کند، یعنی یک نوع توحّد و تأحّد و یگانگی در او به وجود می آورد، یعنی او را از همه چیز می بُرد و تنها به یک چیز متوجه می کند، به طوری که همه چیزش او می شود.