2.نظریه حکما و فلاسفه اسلامی :حکمای(2) ما به دو نوع عشق قائل هستند؛ یکی عشقهای جنسی یا جسمانی و دیگر عشقهای روحانی، نفسانی یا معنوی، عشق جسمانی منشأش غریزه است، با رسیدن به معشوق و با اطفاء غریزه هم پایان می یابد، اگر مبدأش ترشّحات داخلی بدن باشد، قهراً با افراز شدنش پایان می یابد، از آنجا آغاز می شود و به اینجا پایان می یابد. ولی اینها مدّعی هستند که انسان گاهی به مرحله ای از عشق می رسد که مافوق این حرفهاست. خواجه نصیرالدین از آن به "مُشاکَلَةٌ بینَ النُّفُوسِ" تعبیر میکند، که یک نوع همشکلی میان روحها وجود دارد؛ و در واقع اینها مدعی هستند که در روح انسان یک بذری برای عشق روحانی و معنوی هست. در واقع معشوق حقیقی انسان یک حقیقت ماوراء طبیعی است که روح انسان با او متّحد می شود و به او میرسد و او را کشف می کند، و در واقع معشوق در درون انسان است و زمینه این عشق در همة افراد بشر وجود دارد.