دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من مورچه ای را مسخره می کردم که سال ها عاشق یک تفاله چایی بود... خودم را فراموش کردم که زمانی عاشق آشغالی بودم که فکر می کردم آدم است

1389/11/11 - 17:37
17 ديدگاه
سنگ ِ تیپاخورده رنجـ ـور

میدونی "هومن" من تا حالا عاشق کسی نبودم... اما عاشق ِ هیچکس بودم خواننده نه ها!! چطور بگم همیشه عاشقم... و این بد دردی ِ... عاشق ِ هیچکس...!

15 سال و 7 ماه و 23 روز و 22 ساعت و 16 دقيقه قبل
پسرک

روحیه ات اینجوریه ... دست تو نیست که !

15 سال و 7 ماه و 23 روز و 22 ساعت و 14 دقيقه قبل
پسرک

یعنی هرکی احساس عاشقی می کنه افسرده است ؟!

15 سال و 7 ماه و 23 روز و 22 ساعت و 2 دقيقه قبل
سنگ ِ تیپاخورده رنجـ ـور

نه! اما آخه من عاشق نیستم! من زمزمه های ِ عاشقونه میکنم... امیدورام درک کنی

15 سال و 7 ماه و 23 روز و 22 ساعت قبل
سنگ ِ تیپاخورده رنجـ ـور

اسیر؟! گرفتار؟
من مشکلم یه چیز ِ :همیشه نگاه ِ تو رو به سوی ِ کسی است که نگاهش به سوی ِ دیگریست... این یه توالی ِ.... شاید یکی از من خوشش بیاد اما من ازش خوشم نیاد و من از یکی خوشم بیاد که اون از یکی دیگه خوشش بیاد.. در نتیجه من احساسمُ سرکوب میکنم...

15 سال و 7 ماه و 23 روز و 21 ساعت و 41 دقيقه قبل
پسرک

نه بابا سرکوب توو کار ماست ! همون قضیه که اولش تعریف کردی .. اینکه تو یکی و دوس داری اون یکی دیگه رو .. اون سرمون اومده ..

15 سال و 7 ماه و 23 روز و 4 ساعت و 24 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)