دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چقدر کنار این پنچره نشسته ام و هیچ وقت تو نفهمیدی و من چقدر نگفته ام / دست هایم را مشغول نوشتن کرده ام تا تو لرزش آنها را نبینی / تا تو نفهمی دلم از نگاهت هم می لرزد / شانه بالا می اندازی که نمی شود / و من می گوییم حالا حالا ها دوستت دارم / تو صدایت را بلند تر می کنی می گویی: چه گفتی؟ / می گوییم: من که حرف نزدم من تنها نوشتم / و از تو واژه ها معطر شده اند / و دستانم برکت نامت را گرفتند / و باز معصومانه می خندی

1389/11/19 - 00:00
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)