دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه ها متنی که در دیدگاه میخونید دلنوشته اینور خانومه

1389/11/26 - 00:27
5 ديدگاه
mahdiar

این قفسه سینه که می بینی یه حکمتی داره .
خدا وقتی آدمو آفرید سینه اش قفسه نداشت
یه پوست نازک بود رو دلش .
یه روز آدم عاشق دریا شد .

گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com

اونقدر که با تموم وجودش خواست تنها چیز با ارزشی که داره بده به دریا.
پوست سینه شو درید و قلبشو کند و انداخت تو دریا .
موجی اومد و نه دلی موند و نه آدمی .

گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com

خدا … دل آدمو از دریا گرفت و دوباره گذاشت تو سینش .

آدم دوباره آدم شد .
ولی امان از دست این آدم

گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com

دو روز بعد آدم عاشق جنگل شد .
دوباره پوست نازک تنشو جر داد و دلشو پرت کرد میون جنگل .
باز نه دلی موند و نه آدمی .

گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com

خدا دیگه کم کم داشت عصبانی میشد .
یه بار دیگه دل آدمو برداشت و محکم گذاشت تو سینه اش .
ولی مگه این آدم , آدم می شد

گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com

این بار سرشو که بالا کرد یه دل که داشت هیچی با صد دلی که نداشت عاشق آسمون شد .
همه اخم و تخم خدا یادش رفت و پوست سینه شو جر داد و باز دلشو پرت کرد میون آسمون .
دل آدم مثه یه سیب سرخ قل خورد و قل خورد و افتاد تو دامن خدا .

گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com

نه دیگه … خدا گفت … این دل واسه آدم دیگه دل نمی شه .
آدم دراز به دراز چش به آسمون رو زمین افتاده بود.



خدا این بار که دل رو گذاشت سرجاش بس که از دست آدم ناراحت بود یه قفس کشید روش که دیگه آها ، دیگه … بسه .

گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com

آدم که به خودش اومد دید ای دل غافل … چقدر نفس کشیدن واسش سخت شده .
چقد اون پوست لطیف رو سینش سفت شده .
دست کشید به رو سینشو وقتی فهمید چی شده یه یه آهی کشید … یه آهی کشید همچین که از آهش رنگین کمون درست شد .

گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com

و این برای اولین بار بود که رنگین کمون قبل از بارون درست شد .
بعد هی آدم گریه کرد هی آسمون گریه کرد .

روزها و روزها گذشت و آدم با اون قفس سنگین خسته و تنها روی زمین سفت خدا قدم می زد و اشک می ریخت .


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com

آدم بیچاره دونه دونه اشکاشو که می ریخت رو زمین و شکل مروارید می شد برمی داشت و پرت می کرد طرف خدا تو آسمون .
تا شاید دل خدا واسش بسوزه و قفسو برداره .


گروه اينترنتي درهم | www.darhami.com

اینطور

15 سال و 7 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 17 دقيقه قبل
f@rz@d

سلام خوبی . مهدیار میبینم اینجا تنهایی طوفان به پا کردی !!!!!!

15 سال و 7 ماه و 6 روز و 13 ساعت و 8 دقيقه قبل توسط موبایل
aynor

دروغ ميگه بچه ها اينو خودش نوشته

15 سال و 7 ماه و 6 روز و 12 ساعت و 34 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)