دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چشمانت را باز نکن! اینگونه بهتر است.. شاید راحتتر بروم این تمام حرفی بود که به تو نگفتم و رفتم....... و این رفتن مانند رفتن جان از تنم بود تو را به خدا سپردم همانکه نشانی چشمانت را داد و گفت برو! راه سختی بود تا رسیدن به تو ، عاشقانه رفتم ، جان کندم ولی رفتم در راه ، درد هایی بود که نگو و نپرس!! تا که رسیدم،خستگی راه بر دوشم بود خبر آمد باید بروم!! و این تلخترین رسم روزگار است... اینکه تا می رسی ! باید بروی!! روزگار است دیگر ، چه می شود کرد!!؟ رسمش این است: عاشقان به هم نمی رسند!

1389/12/11 - 00:20
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)