دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادش بخیر دوران ِ ابتدایی بود که هیچوقت یادم نمیره از خودم ابتکار به خرج داده بودم و زنگ نقاشی داشتم یه وزنه‌بردار (حسین رضازاده) رو میکشیدم که تقریبا قشنگ شده بود...(یادمه اوون موقع اکثر نقاشی ها یه خونه بود با یه بچه یا که داشتن از یه طرحی تقلب میکردن و...) بعد از مدتی دیدم یکی از بچه‌ها داره مثل ِ من وزنه بردار میکشه و منم عصبی شدم و نتونستم تحمل کنم و کلی جر و بحث پیش اومد و نسبتا درگیری فیزیکی... که آخرش گریه‌ی طرف در اومد مجبور شدم واسه اینکه آبروم بیشتر پیش معلم نره...ازش عذر خواهی کنم...

1389/08/16 - 21:06 در دلنوشتِ دنبالریون

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)