سالها گفتیم ما از کربلا از شهید عشق ومیدان بلا از غمش بر سینه و بر سر زدیم بوسه بر گهواره اصغر زدیم باز هم گفتیم، مظلوما حسین! بی کس وبی بال وپر،تنها حسین! او ولی اینگونه در انجا نبود باخدایش بود، او تنها نبود بود سیمرغی، نه سیمرغ خیال داشت ان سیمرغ هفتادو دوبال کربلاپیچده مثل راز بود بهترین ،غمگین ترین اواز بود ما نفهمیدیم عمق راز را معنی زیباترین اواز را کربلا محدود شد بر سر زدن گل به سرمالیدن وپرپرزدن تشنه لب گفتیم و هی خوردیم اب گریه کردن شد برای ما ثواب کربلا یعنی دو نیرو خوب وبد یک طرف ایمان ویک سو دیو ودد یک طرف علم وخدا وروشنی یک طرف جهل وسیاهی ،دشمنی کربلا یعنی که فردا باز هم این حقیقت هست واین اواز هم باز فردا کربلا ها می رسد عشق می اید،بلاها می رسد!!!