دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شبی از پشت یک تنهایی نمناک وبارانی تورا بالهجه گلهای نیلوفر صدا کردم، تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم پس از یک جستجوی نقره ای درکوچه های آبی احساس ، تورا ازمیان گلهایی که درتنهاییم روئید با حسرت جدا کردم نمیدانم چرا رفتی نمی دانم چرا شاید خطا کردم وتو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی نمی دانم چرا تا کی برای چه ولی رفتی، ولی رفتی وبعد از رفتنتت بارا ن چه معصومانه می بارید وبعداز رفتنت یک قلب رویایی ترک برداشت وگنجشکی که هر بار بامهربانی دانه بر میداشت تمام پرهایش غرق درانبوه ماتم شد ؟ .............

1389/12/18 - 12:27
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)