دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

farzad
farzad
farzzzzad

نمیدونم چطوری شروع کنم ولی دلم ازش خیلی پره نمیدونم چرا داره با من اینطوری رفتار میکنه من خودم تو کاراش موندم بعد از پنج سال خیانت کردن بدون گفتن دلیلش نمیدونم چه معنایی میتونه داشته باشه بهتره موضوع رو از همون اول بنویسم وسطهای تابستون سال ۸۴ بو که من برای تعطیلات تابستون رفته بودم ارومیه به طور اتفاقی اونم رفته بود خونه عموش تو ارومیه عموی اون با دایی من که رفته بودم خونشون آشنا بودن و رفت و آمد داشتن قرار شد یه روز بعد از ظهر بریم خونشون و شب هم اونجا بخوابیم من اول متوجه رفتارای اون نمیشدم ولی بعد که ما با هم تو خونه جند ساعتی تنها بودیم سر حرف رو باز کرد یه جوری حرف میزد که باعث شد یه حس عجیبی نسبت بهش پیدا کنم خودش از اول شروع کرد و منم درگیر خودش کرد از اون روز به بعد تموم فکر و ذهنم شده بود اون هر کاری که میکردم تو ذهنم بود یه لحظه هم نبود که بهش فکر نکنم هر مراسمی میشد هر مهمونی میشد طوری برنامه ریزی میکردم که بتونم اون رو حتی برای چن لحظه حتی از دور ببینمش هر سال مراسم احیا .عروسی ها . مهمونی ها . تعزیه ها همشون برام شده بودن یه وسیله برای دیدنش ولی چون فهمیدم که یکی از ف

1389/12/18 - 15:34
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)