دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بس شنیدم داستان بی کسی،،بس شنیدم قصه ی دلواپسی،،قصه ی عشق از زبان هرکسی،،گفتند از نی حکایت ها بسی،،حال بشنو از من این افسانه را،،داستان این دل دیووانه را،،چشم هایش بوی از نیرنگ داشت،،دل دریغا سینه ای از سنگ داشت،،با دلم انگار قصد جنگ داشت،،گویی از با من نشستن ننگ داشت،،عاشقم من...عاشقم من...قصد هیچ انکار نیست،،لیک با عاشق نشستن عار نیست،،کار او آتش زدن من سوختن،،در دل شب چشم بر در دوختن،،من خریدن ناز او نفروختن،،بار آتش در دلم افروختن،،سوختن در عشق را از بر شدیم،،آتشی بودیم و خاکستر شدیم،،از غم این عشق مردن باک نیست،،خون دل هر لحظه خوردن باک نیست،،آآه ه..میترسم شبی رسوا شوم،،بدتر از رسواییم تنها شوم،،وای از این صید و آه از آن کمند،،پیش رویم خنده پشتم پوزخند،،بر چنین نامهربانی دل مبند،،دوستان گفتند و دل نشنید پند،،خانه ای ویرانتر از ویرانه ام من حقیقت نیستم افسانه ام،،گرچه سوزد پرووری پروانه ام،،فاش میگویم که من دیووانه ام،،تا به کی آخر اینچنین دیوانگی،،پیلگی بهتر از این پروانگی،،گفتمش آرام جانی گفت نه،،گفتمش شیرین زبانی گقت نه،،گقتمش نامهربانی گفت نه،،می شود یک شب بمانی گفت نه،،دل شبی

1389/12/20 - 12:14 در چرت و پرت
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)