دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادش به خیر چهارشنبه سوری میرفتیم خونه پدربزرگم مادریم تو روستا ...... با بقیه نوه ها و فامیل ها آتیش روشن میکردیم و بعد پدربزرگم داد میزد : « ما نفت نداریم اینقدر نفت نریزید روی آتیش ... » بعد مادر بزرگم هم در جوابش میگفت : « چی میگی عابدین! بذار بازی کنند ... » و ما هم همین جوری نفت میریختیم ! ..... و پدر بزرگ در آتش نفت ریختن ما میسوخت ...... چه دوران خوبی بود........

1389/12/24 - 21:41
1 ديدگاه
حی علی الـ عزا ./

ما هم از این کارا میکردیم.........یادش بخیر...........

15 سال و 6 ماه و 10 روز و 1 ساعت و 34 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)