دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

احمد شاملو،مرگ نازلی (به دیدگاه مراجعه شود)

1390/01/18 - 15:13 در دوره
1 ديدگاه
آزاده ایــرانی

ــ نازلی! بهار خنده زد و ارغوان شکفت.
در خانه، زیرِ پنجره گُل داد یاسِ پیر.
دست از گمان بدار!
با مرگِ نحس پنجه میفکن!
بودن به از نبودشدن، خاصه در بهار...»


نازلی سخن نگفت
سرافراز
دندانِ خشم بر جگرِ خسته بست و رفت...


«ــ نازلی! سخن بگو!
مرغِ سکوت، جوجه‌ی مرگی فجیع را
در آشیان به بیضه نشسته‌ست!»

نازلی سخن نگفت؛
چو خورشید
از تیرگی برآمد و در خون نشست و رفت...


نازلی سخن نگفت
نازلی ستاره بود
یک دَم درین ظلام درخشید و جَست و رفت...

نازلی سخن نگفت
نازلی بنفشه بود
گُل داد و
مژده داد: «زمستان شکست!»
و
رفت...

15 سال و 5 ماه و 17 روز و 3 ساعت و 41 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)