دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من از دلواپسي هاي غريب زندگي دلواپسي دارم و كس باور نمي دارد كه من تنهاترين تنهاي اين تنهاترين شهرم تنم بوي علفهاي غروب جمعه را دارد دلم مي خواهد از تنها ترين شهر خدا يك قصه بنويسم و با يك تابلوي ساده كه قسمت را در آن آبي كنم حرف دلم را سبز و اين نقاشي دنياي تنهايي بماند يادگار خستگي هايم و مي دانم كه هر چشمي نخواهد ديد شهر رنگي من را چرا كه شهر من يك شهر نقاشي است.

1390/01/19 - 12:14
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)