دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به نکبت سکوت دچار شدم،چیزایی توی ذهنم هست ولی در غالب واژه و جمله و نوشته نمیاد،اومدن بهار خوشحالم نمیکنه،هیچوقت نتونسته سرحال بیاردم،هر سال این روزها کلافه و بیقرار میشم،دوست دارم سربذارم به ناکجا،از روابط اجباری،از تحویل دادن لبخندهای زورکی به آدمهایی که هرسال همین روزا پیداشون میشه بیزارم،نمیدونم---------به خدا خسته ام---------

1390/01/20 - 13:25
8 ديدگاه
mob

اوه مای گاد .... ، منم همین طور !!
خوب اگه نمی تونی جملاتی از خودت بگی ، میتونی از کورش کبیر چند تا جمله بگی ، من چه کنم

15 سال و 5 ماه و 14 روز و 8 ساعت قبل
♥ tannaz ♥

ببين اصلا حالم خوب نيست اينقدر بهم گير نده هرچي باشه باسوادتر از توام....

15 سال و 5 ماه و 14 روز و 7 ساعت و 56 دقيقه قبل
mob

خوب خودت حرفای جنجال برانگیز میرنی
جدی ؟؟؟ چندتا سواد داری ؟

15 سال و 5 ماه و 14 روز و 7 ساعت و 55 دقيقه قبل
♥ tannaz ♥

اين موضوع به خودم مربوطه چون دركش برات سخته

15 سال و 5 ماه و 14 روز و 7 ساعت و 54 دقيقه قبل
mob

بگو ؛ قول میدم نفهمیدم برم از آدم بزرگا بپرسم،

15 سال و 5 ماه و 14 روز و 7 ساعت و 53 دقيقه قبل
♥ tannaz ♥

تو و قول؟؟؟؟اصلا قابل قبول نيست به خدا

15 سال و 5 ماه و 14 روز و 7 ساعت و 52 دقيقه قبل
mob

آره من و قول ، اونم مردونه ، اونم مردای قدیم

15 سال و 5 ماه و 14 روز و 7 ساعت و 50 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)