دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

این داستان واقعیه برای چند وقت پیشه که خیلی حالمو گرفت ::: یه بارپیش یکی از دوستام رفته بودم یه نفرو دیدم یه پرنده رو ول میکرد پرنده میرفت دورمیزد روی درختا و دوباره میامد پیشش خیلی تعجب کردم پیش خودم گفتم ببین صاحب پرنده چقدر محبت به این حیوون کرده که فراموش نمیکنه به رفیقم موضوعو گفتم ، دوستم بهم گفت این طرف قسمت زیری نوک پرنده رو بریده و حیوونی نمیتونه خودش دونه برداره مجبوره بیاد پیش این یارو دونه تو دهنش بزاره اشک تو چشمام حلقه زد...

1390/01/22 - 11:14 در چهار راه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)