دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی......... تو را با لهجه گل های نیلوفر صدا کردم......... تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم ..................

1390/01/23 - 12:28 در عاشقانه زیستن
2 ديدگاه
طنیـــــــــــن

پس از یک جست و جوی نقره ای در کوچه های آبی احساس

تو را از بین گل هایی که در تنهاییم رویید ...
با حسرت جدا کردم ...

و تو ...
در پاسخ آبی ترین موجتمنای دلم گفتی :

" دلم حیران و سرگردان چشمانیست رویایی "

15 سال و 5 ماه و 8 روز و 1 دقيقه قبل
آیینه ی خیال

و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم ......تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم .......همین بود آخرین حرفت .......و من بعد از عبور تلخ و غمگینت...... حریم چشم هایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم........

15 سال و 5 ماه و 7 روز و 10 ساعت و 22 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)