دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

عاشق نشدم که برای ابراز احساساتم اجازه بگیرم و بعد تو آنرا برای معشوقه ات بخوانی...

1390/01/24 - 15:57
12 ديدگاه
مُجے پاراداکس

کاریش میشه کرد؟ خیلی زبون نفهمه... این‌قدر زبون نفهم که زبون خودشم نمیفهمه...

15 سال و 5 ماه و 9 روز و 4 ساعت و 48 دقيقه قبل
مُجے پاراداکس

پس بذار هر کاری دلش میخواد بکنه... تو هم کار خودتو بکن... یه جایی دهنش که سرویس شد خودش میکشه کنار... اونوقته که به کامت میشه...

15 سال و 5 ماه و 9 روز و 4 ساعت و 42 دقيقه قبل
مُجے پاراداکس

نترس... منم میترسیدم... یه 2بار زمین میخوری... ولی بعدش که پا میشی، میبینی خیلی کوچیک تر از اون چیزیه که ازش میترسیدی... پس نترس... زمین هم اگه بخوری دردش شیرینه.. به خدا من تجربه‌اش رو دارم... دردش و شیرینیش و بد و خوبشو دیدم... خیلی ضعیفه... خیلی... مشتتو نشونش بده میترکه...

15 سال و 5 ماه و 9 روز و 4 ساعت و 32 دقيقه قبل
♥ tannaz ♥

خدا كنه همينطوري باشه---بهت اعتماد دارم----

15 سال و 5 ماه و 9 روز و 4 ساعت و 29 دقيقه قبل
مُجے پاراداکس

به من اعتماد نکن دختر... به خود ایمان داشته باش، تو میتونی...

15 سال و 5 ماه و 9 روز و 4 ساعت و 27 دقيقه قبل
♥ tannaz ♥

به حرفات اعتماد دارم------به خودم كه بايد ايمان داشته باشم-----مهربوووون

15 سال و 5 ماه و 9 روز و 4 ساعت و 26 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)