دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چه خوش خیال بودم ... که همیشه فکر می کردم در قلب تو محکومم ..... به حبس ابد!! ... به یکباره جا خوردم ...... وقتی زندان بان برسرم فریاد زد: هی.. تو ... آزادی! . . و صدای گامهای غریبه ای که به سلول من می آمد...

1390/01/25 - 12:08
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)