دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دیروز یک نفر آمد جلو و گفت : فلانی ! چقدر پیر شده ای ! یادت می آید که فلان و بهمان …. و من هر چه فکر کردم نشناختمش ! او از خاطره ها می گفت و من سعی کردم بشناسمش ! سرم درد گرفت ! خداحافظی کردم وموقع دست دادن ، سردی آیینه را حس کردم

بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)