دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گنجشک به خدا گفت:لانه ی کوچکی داشتم آرامگاه خستگیم سر پناه بی کسیم طوفان تو آن را از من گرفت.کجای دنیای تورا گرفته بود؟؟ خدا گفت: ماری در راه لانت بود تو خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کند. آنگاه تو از کمین مار پرگشودی. چه بسیار بلا ها که از تو به واسطه محبتم دور کردم و تو ندانسته به دشمنی با من برخاستی!!؟؟

1390/02/05 - 12:09
2 ديدگاه
Mohsen

خدايا ! اين جملات زيبار و هيچ‌وقت از آزيتا خانوم دريغ نكن !

15 سال و 4 ماه و 26 روز و 21 ساعت و 9 دقيقه قبل
azita

ممنون اقا محسن .حالا جدی گفتی یا شوخی ؟

15 سال و 4 ماه و 26 روز و 21 ساعت و 7 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)