دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شاعــــر و فرشــته اي با هـم دوســت شدند . فرشــته پري به شاعـر داد و شاعـر شعـري به فرشـته . شاعــر پر فرشـته را لاي دفتــرش گذاشت و شــعرهايش بوي آســمان گرفــت و فرشـــته شعر شاعـر را زمزمـه کــرد و دهانـش مزه عشـق گرفـت. خـدا گفت : ديگر تمـام شد . ديگر زندگــي براي هردوتـان دشـوار مي شود . زيرا شاعـري که بوي آسـمان را بشنــود زمين برايش کوچـک اسـت و فرشـته اي که مزه عشــق را بچــشد آســمان برايـش تنگ اسـت. فرشـته دسـت شاعــر را گرفــت تا راههاي آسـمان را نشـانش بدهد و شـاعر بال فرشــته را گرفـت تا کوچـه پس کوچـه هاي زميــن را نشانش بدهد

1390/02/05 - 12:20 در میکده
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)