دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

با شادی پریدم تو بغل مادرم و ساک پر از پول رو دادم بهش ، مادرم گریست و دعا کرد ، خواهرم روی تخت بیمارستان زیر سرم اشک شادی ریخت و داداش کوچکم دستم رو بوسید . پول زیادی بود ، همه بدهی ها رو می تونستم با اون بدم ، تازه وضع زندگی مون هم بهتر می شد .... تو راه برگشت به خونه خیلی پهلوم درد میکرد از در خونه که وارد شدم از حال رفتم، از این به بعد باید خودمو به زندگی با یک کلیه وفق میدادم ....

1390/02/12 - 10:34 در چهار راه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)