دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آب آيينه ي عشق گذران است---تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است---باش فردا كه دلت با دگران است---تا فراموش كني چندي از اين شهر سفر كن----

1390/02/13 - 14:08 در چهار راه
4 ديدگاه
امیر کریمی

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم
بازگفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم

15 سال و 4 ماه و 21 روز و 6 ساعت و 50 دقيقه قبل
♥ tannaz ♥

اشكي از شاخه فرو ريخت

مرغ شب، نالة تلخي زد و بگريخت ...

اشك در چشم تو لرزيد،

ماه بر عشق تو خنديد!

يادم آيد كه : دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم.

نگسستم، نرميدم.

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌هاي دگر هم،

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم،

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ...


بي تو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!

15 سال و 4 ماه و 21 روز و 6 ساعت و 45 دقيقه قبل
امیر کریمی

خیلی خیلی خیلی ممنون طناز عزیز

عاشق این تیکه آخرشم
بي تو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!

15 سال و 4 ماه و 21 روز و 6 ساعت و 43 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)