دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حتما واسه شما هم پیش اومده که با وجود مشکلات و سختی های زندگی از بزرگ شدن و بزرگ بودن (از لحاظ سنی) خسته شدید.. و یاد روزهایی می افتید که بغل مادر بودید و دست به سرتون می کشید و لالایی واستون میخوند..چقدر اون لالایی ها آرامبخش بودند===»»»ديدگاه

1390/02/13 - 14:28 در چهار راه
1 ديدگاه
♥ tannaz ♥

«لالایی» نخستین پیمان آهنگین و شاعرانه ای است که میان مادر و کودک بسته می شود. رشته ای است، نامریی که از لب های مادر تا گوش های کودک می پوید و تاثیر جادویی آن خواب ژرف و آرامی است که کودک را فرا می گیرد. رشته ای که حامل آرمان ها و آرزوهای صادقانه و بی وسواس مادر است و تکان های دمادم گاهواره بر آن رنگی از توازن و تکرار می زند. و این آرزوها آنچنان بی تشویش و ساده بیان می شوند که ذهن شنونده در اینکه آنها آرزو هستند یا واقعیت، بی تصمیم و سرگردان می ماند. انگار که مادر با تمامی قلبش می خواهد که بشود و می شود و حتا گاه خدا هم در برابر این شدن درمی ماند.

«لالایی»ها در حقیقت ادبیات شفاهی هر سرزمینی هستند، چرا که هیچ مادری آنها را از روی نوشته نمی خواند و همه ی مادران بی آنکه بدانند از کجا و چگونه، آنها را می دانند. انگار دانستن لالایی و لحن ویژه ی آن - از روز نخست - برای روان زن تدارک دیده شده.

15 سال و 4 ماه و 21 روز و 10 ساعت و 18 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)