دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یکی از زیباترین داستانهای کوتاهی که خوندم....: پیر مرد لنگان لنگان حرکت می کرد ...در گوشه ای از خیابان صندوق صدقه ای دید...به سمتش رفت...سکه ای را که در جیبش بود بیرون اورد و خواست در صندوق بیاندازد که...نوشته روی ص.صدقه را دید: "صدقه عمر را زیاد می کند" ....پشمان شد....سکه را در جیب انداخت و رفت.....!

1389/06/16 - 02:24 در تنهایی من
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)