دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

behzad
behzad
behzadchekhof

با صدای معتادان بخوانید. در بینی. دلبرم، شهدِ ترا با شوژن به رگهایم تژریق کردم. باز شهدِ ترا با شوژن به رگهایم تژریق کردم. باز هم شهدِ ترا با شوژن به رگهایم تژریق کردم. هر بار شوراخی به تنگنای دلم و چشمه ای از خونِ خمارم هر بار نشئگی کوتاه. هر بار خماری بلند. شرمشت از شیرینیش شبها را شوراندم و خموده از خمیدگیش خوابها را هم خمیاژه کشیدم. اکنون که باژ خمارِ تو ام. رگهایم جایی برای شوژن ندارد و چند گرم از تو بیشتر نماده. هیچجا هم که گیر نمی ایی. خمیاژنده گوشه اتاق در مصرفت صرفه جویی میکنم و اژ رگ هایم خون میچکد.

1390/02/14 - 19:53
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)