گزنفون در فصل هفتم از کتاب هشتم کوروشنامه، سخنانی از کوروش در بستر مرگ را خطاب به فرزندان و دوستان و بزرگان قوم نقل می کند؛ بخشی از این گفتار کوروش را سیسرون، سخنران نامی رومی نیز آورده است: « فرزندان و دوستان من، بدانید که عمر من به پایان رسیده و دیگر مدت مدیدی در میان شما نخواهم بود. در زندگی خوشبخت بودم؛ در کودکی از همهی مزایایی که کودکان نیک بدان آراسته اند، برخوردار بودم و چون به جوانی رسیدم، مزایای جوانی را بدست آوردم و در اوان پیری ام نیز از هیچ موهبتی محروم نماندم. هر آرزویی که داشتم برآورده شد و دست به هر کاری زدم، پیروز شدم. دوستان ویارانم از حسن تدبیر من برخوردار شدند و دشمنانم همگی فرمانم را گردن نهادند. پیش از من، میهنم سرزمین کوچک و گمنامی در آسیا بود و اکنون در دم مرگ، آنرا بزرگترین و نیرومندترین و شریفترین کشور بدست شما می سپارم. بهیاد ندارم در هیچ نبردی برای عزت و افتخار پارس، مغلوب شده باشم. همهی آرزوهایم برآورده شد و سیر زمان، پیوسته به کام من بود؛ ولی از آنرو که پیوسته از شکست در هراس بودم، خود را از خودپسندی بر حذر می داشتم و حتی در پیروزی های بزرگ خود، پا از