دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سال 86 با بابام رفتیم واسه ی ثبت نام دانشگاه بابای بنده هم قند دارن رسیدیم دم در دانشگاه در دانشگاه و بسته بدن که کسی به داخل رفت و آمد نکته حدود 100 نفر بیرون از محوطه بودن بابای ما هم از شانس ما دستشوییشون میگیره حالا در بسته...تو محوطه هم توالت نیست...به بابا هم داره فشار میاد بابا که زیادی بهش فشار اومده بود میره پشت در ساختمون و شروع میکنه به داد زدن و میگه: هوشنگ...هوشنگ دید کسی جواب نمیده دوباره داد زد عباس عباس من که رفتم آخر محوطه که نگن این بابای کیه باباس داریم!!!!آبرو میبره فقط

1390/02/17 - 21:30 در فک ُ فامیله داریم
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)