دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شمال بودیم خالم پاش رگ به رگ می شه نمی تونست دیگه خوب راه بره یه روز که حوصلش سر رفته بود با اصرار سوار ویلچرش کردم که ببریم بازار محلی سر راه دیدم چرخ ویلچر کم باده رسیدیم وسطه بازار گفتم یه دقیقه پاشو من اینو ببرم باد بزنن وقتی خالم پاشد همه فکر کردم خالم شفا پیدا کرده صلوات میفرستادن کم مونده بود لباس بد بخت رو تیکه پاره کنان به عنوان تبرک بر داران...ملت جو گیر ما داریم

1390/02/19 - 16:30 در فک ُ فامیله داریم

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)