دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ديشب دوباره ديدمت اما خيال بود تو در کنار من بشيني؟..... محال بود هر چه نگاه عاشق من بي نصيب بود چشمان مهربان تو پاک و زلال بود پاييز بود و کوچه اي و تک مسافري با تو چقدر کوچه ي ما بي مثال بود نشنيد لحن عاشق من را نگاه تو پرواز چشم هاي تو محتاج بال بود سيب درخت بي ثمر آرزوي من يک عمر مانده بود ولي کال کال بود گفتم کمي بمان به خدا دوست دارمت گفتي مجال نيست وليکن مجال بود يک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود سهم من از عبور تو رنج و ملال بود چيزي شبيه جام بلور دلي غريب حالا شکست واي صداي وصال بود شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد اما نه با خيال تو بودم حلال بود

1390/02/19 - 20:38 در copy-paste
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)