من امشب تا سحر بیدار می مانم/ دلم دریای طوفانيست / نگاهم می شکافد آسمانها را / و جایت پیش من خالیست! / به زیر شاخه ی تنها درخت خود/ لباس سبز می پوشم / و با یادت سرودی تلخ می خوانم / و چای تلخ می نوشم / من امشب مشت می کوبم / به دیواری که دلگیر است / خودم هم خوب می دانم / برای آرزو دیر است! / من امشب داد خواهم زد / دلم لبریز فریاد است / به روی خاطرات بد / صدای زوزه ی باد است / برو با خود ببر دیگر / از این جا ردّ پایت را ر / به آتش می کشم امشب / تمام نامه هایت را... / صدایم باز می لرزد / من امشب باز هم مستم / تو گفتی هر کجا باشی / من اما در دلت هستم / ولی پایان گرفت امشب / سقوط و گریه و ناله / کنار پنجره ، دیگر / نه گلدانی ، نه آلاله / همان بهتر که من امشب / ندیدم اشک چشمانت / زدم یک بوسه بر عکست / خدا یار و نگهدارت ...