نازی نازی مرد آن همه دویدن و سراب این همه درخشش و سیاه تا کجا من اومدم چطوری برگردم؟ چه درازه سایهام چه کبود پاهام من کجا خوابم برد؟ یه چیزی دستم بود! کجا از دستم رفت؟ من میخواهم برگردم به کودکی قول میدهم که از خونه پامو بیرون نذارم سایه مو دنبال نکنم تلخ تلخم مثل یک خارک سبز سردمه و می دونم هیچ زمانی دیگه خرما نمیشم چه غریبم روی این خوشه سرخ من میخوام برگردم به کودکی نمیشه، نمیشه کفش برگشت برامون کوچیکه پابرهنه نمیشه برگردم ؟ پل برگشت توان وزن ما را نداره! برگشتن ممکن نیست برای گذشتن از ناممکن، کی یو باید ببینیم!؟ رویا رو، رویا رو رویا را کجا زیارت بکنم؟ در عالم خواب خواب به چشمام نمیآد بشمار , تا سی بشمار … یک و دو سه و چهار پنج و شش هفت و هشت نه و ده..حسين پناهي
1390/02/21 - 10:28 در
copy-paste