دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به در زدی. خودت را! به درِ نشنیدن... به درِ بی خیالی. سکوت کردی... فریاد زدم... آرام از کنار همۀ لحظه ها عبور کردی... حالا من! خاطره ای فراموش شده ام و سکوت! راوی قصه های میان ماست. " آرام تر سکوت کن"... همۀ قصه ها گفتنی نیستند. لحظه های تنهایی را به آغوش می کشم و به افق! که تو را در خود فرو برد خیره می شوم. روزها، صدای قدم هایت را در جاده ها جستجو می کنم و شب ها، به امیدِ دیدن تصویر مبهمی از نگاهت ، به آسمان می نگرم. آسمان ، اما ! ابری ست... به سخن قصه گوی پیر، دل خوش کرده ام که می گفت:" ماه هیچگاه پشت ابر پنهان نمی ماند"

1390/02/21 - 12:34 در چهار راه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)