دوستي جریانیست که در خاطر ما/ به سراسیمگی قاصدک می ماند/ دوستي دفتر شعریست / که در متن شقایق جاریست / دوستي ساز تمنای دلی است/ که سکوتش جریانیست ز آرامش ماه/ دوستي واژه گرمی است که عشق/ خون ایمان به رگش می ریزد/ ساز خوش نغمه احساس گلی است/ که به سجاده باد قاصدک می بندد/ دوستي چشمه پر مهر دلی است/ که به دریای صداقت جاریست/ سرخی گونه زیبای گلی است / که به حوض شبنم / دست و رو می شوید / دوستي شاخه گلی است/ که به دست من وتوست/ باید اکنون او را/ به در خانه ي ياران ببريم/ تا مبادا فردا/ سيلي سرد خزان/ بخورد بر رخ اين نو گل ما/ بايد اكنون به موازات زمان رفت جلو/ به در خانه دوست/ و گلي داد به او/ و به او گفت به گرمي و به ناز/ دوستت مي دارم/ دوستت مي دارمممم
1390/02/21 - 14:17 در
چهار راه