دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه ی یکی از فامیلامون منو خیلی دوست داشت... یه روز از صبح رفتم خونشون... شب که اومدن دنبالم این لباسمو میکشید و گریه میکرد که نرو... کلی قربون صدقش رفتم و وعده وعید دادم بهش... آخر سر بهم گفت: اصلاً برو گمشو!!!!!!

1390/02/21 - 21:55 در فک ُ فامیله داریم
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)