دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خوابی دیدم . . خواب دیدم درساحل دریاباخداقدم میزدم . . برپهنه آسمان صحنه هایی از زندگیم برق زد ؛ درهرصحنه دوجفت ردپاروی شن دیدم , یکی مال من ویکی مال خدا ؛ وقتی آخرین صحنه درمقابلم برق زد , به پشت سرنگاه کردم وبه جای پاهای روی شن . . دیدم گاهی یک رد پاروی شن بود . . !؟! واین درسخت ترین لحظات زند گی من . . ! بخداگفتم:مگه نگفتی دربدترین شرایط کنارمی؟!چرادربدترین اوقات تنهایم گذاشتی؟!؟!خداگفت : من درکنارت بودم وهرگزتنهانیستی. . اگردرآن بدترین لحظات یک جفت پادیدی . . . نودرآغوش من بودی ...

1390/02/24 - 21:08
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)