دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

وقتی بابا دوچرخه داشت ..............وقتی بابا دوچرخه داشت با دوچرخه این طرف و آن طرف می رفت . ما را سوار دوچرخه اش می کرد و به مدرسه می برد و از آن طرف به سر کارش می رفت . حتی گاهی اوقات به ما هم اجازه می داد که به تنهایی سوار دوچرخه اش شویم و خود او از پشت مراقب ما بود . الان بابا یک اتومبیل دارد . با اتومبیلش این طرف و آن طرف می رود اما دیگر ما را به مدرسه نمی برد . برای ما سرویس گرفته است . می گوید « من وقت این جور کارها رو ندارم » . بابا دیگر به ما اجازه نمی دهد که به اتومبیلش دست بزنیم چه برسد که سوارش شویم !!!!!!

1390/02/25 - 08:29 در داستان کوتاه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)