دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اشک رازیست...لبخند رازیست...عشق رازیست.../ اشک آنشب لبخند عشقم بود.../ قصه نیستم که بگویی...نغمه نیستم که بخوانی...صدا نیستم که بشنوی/ یا چیزی که چنان که بدانی...یا چیزی که چنان ببینی...من درد مشترکم را فریاد کن .../ دستت را به من بده دستهای تو با من آشناست.../ ای دیر یافت که با تو سخن میگویم/ بسان که ابر با طوفان...بسان که علف با صحرا...بسان که باران با دریا...بسان که پرنده با راهها...بسان درخت که با جنگل سخن میگوید.../ زیرا که ریشه های تو را من دریا فته ام ...زیرا که صدای تو با صدای من آشناست...

1390/02/25 - 10:28
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)