از امّكلثوم نقل شده كه فرمود چون شب نوزدهم ماه رمضان رسيد پدرم به خانه آمد به نماز ايستاد، من براى افطار آن جناب طبقى حاضر گذاشتم كه دو قرصه نان جو با كاسه اى از لَبَن و مقدارى از نمك سوده در آن بود چون از نماز فارغ شد، چون آن طبق را نگريست بگريست و فرمود: اى دختر! براى من در يك طَبَق دو نانخورش حاضِر كرده اى مگر نمى دانى كه من مـتـابـعـت برادر و پسر عمّ خود رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم مى كنم ؟ اى دختر! هـركـه خـوراك و پوشاك او در دنيا نيكوتر است ايستادن او در قيامت نزد حق تعالى بيشتر اسـت ، اى دخـتـر! در حـلال دنـيا حساب است و در حرام دنيا عذاب .... ( منتهی الآمال جلد یک )