دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گفتی چشم ها راباید شست. شستم ولی.... گفتی جور دیگر باید دید. دیدم ولی... گفتی زیر باران باید رفت. رفتم ولی... او نه چشم های خیس و شسته ام را و نه نگاه دیگرم را.هیچکدام را ندید!!! فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت: (دیوانه ی باران زده!!!)

1390/02/29 - 00:17 در کلبه عشق
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)