دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

mehdi
mehdi
mehdi_ahvaz

یه روز خودکار نوی منو دیدی و پرسیدی می تونم اینو بردارم .گفتم : آره عزیزم . گفتی :خیلی ممنون .گفتم :به شرطی که دختر خوبی باشی و شلوغ نکنی! جواب دادی :آه! پس یه کمی ممنونم ! و اصلا به خودکار دست نزدی و رفتی و منو از بخشش خودم پشیمون کردی.فکر کردم اگر کسی چپزی رو با شرط به من می بخشید چه احساسی داشتم ؟

1390/02/31 - 01:51 در داستان کوتاه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)