دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

هرگز فراموش نمی کنم آن شب رویائی و سحرآمیز و ... بهاری را که من و تو در سکوتی بی پایان دست در دست یکدیگر قدم می زدیم آن شب بی انتها را ...... دست های پر از حرارتم...، بسویت ماند ......و تو با آن سایه های غریب از کنارم رفتی....... رفتی به آن دور دست ها...، و من ماندم........ ابر های عالم شبانه روز در دلم گریستند.......... صندوقچه ی پر از خاطراتم ناگهان خالی شد .. حالا فقط به بهانه ی تو به اینجا می آیم ......تا شاید گوشه ای از خاطراتم را ........و شاید هم........ گوشه ای از نگاهت را بیابم .........

1390/03/01 - 18:44
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)